تبليغاتX
๑۩۞ از عطسه مورچه گرفته تا سرفه پلنگ ۞۩๑ - اینجارو حتما بخون

๑۩۞ از عطسه مورچه گرفته تا سرفه پلنگ ۞۩๑

http://topshiraz.blogfa.topshiraz.blogfa.com

اینجارو حتما بخون

 

گويندپادشاهي بود كه چهار همسر داشت به نامهاي:دلارام,جهان,حيات و فنا

گويندپادشاه با يك شاهزاده بيگانه بازي شطرنج مي كرده و شرط اين بوده كه

اگر شاه ببازد يكي از همسرانش را در اختيار همبازي خود بگذارد

شاه هنگام بازي در مي يابدكه خواهد باخت براي مشاوره نزد همسرانش ميرود

وهمسران شاه هر كدام براي رهايي از اين انتخاب پاسخي مي دهند

ابتدا نزد همسر بزرگش جهان مي رود و او مي گويد

توپادشاه جهاني جهان ز دست مده كه پادشاه جهان را جهان بكارآيد

سپس نزدحيات مي رودو او نيز مي گويد

جهان خوش است وليكن حيات مي بايد اگر حيات نباشد جهان چه كارآيد؟

فنا نيزچنين پاسخ مي دهد

جهان و حيات و همه بي وفاست فنا را نگهدارآخر فناست

و در آخر نزد زيركترين همسرش دل آرام مي رود و همسر شاه ابتدا ازچگونگي بازي مي پرسد وسپس چنين پاسخ مي دهد

شاها دو رخ بده دلارام را مده پيل و پياله پيش كن و اسب گشت مات

و شاه اين گونه بر رقيبش غلبه مي كند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 6:58  توسط یوشا  |